X
تبلیغات
گروه زبان و ادبیات فارسی سردشت دزفول

گروه زبان و ادبیات فارسی سردشت دزفول

آموزشی و ادبی

عجم زنده کردم بدین پارسی

بسی رنج بردم دراین  سال سی            عجم زنده کردم بدین  پارسی

 آوردهاند كه به هنگام حمل تابوت فردوسي،حماسه سراي بزرگ ايران از دروازهي شهر زادگاهش توس، كارواني از ديگر دروازهي شهر وارد شد كه هدايايي براي شاعر به همراه داشت. فرستندهي هدايا، سلطان محمود غزنوي، فرمانرواي قدرتمند و بنيانگذار نخستين امپراتوري بزرگ ترك در سرزمينهاي شرق اسلام بود كه شرق ايران و افغانستان را زير سلطهي خود داشت و ميرفت تا در هندوستان نيز حكمراني كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 19:8  توسط  شادابی نژاد  | 

 معلم عزيز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند كنم . دل درياييت لبريز از آرامش است همچون كوه استوار از حوادث روزگار ايستاده اي و همچون ابر، باران پر شكوه معرفت بر چمن هاي دشت دانش آموختگي فرو مي ريزي . خورشيد نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت كلبه ي سرد يأس و نااميدي و ارمغان شور و شعف است . غنچه ي تبسمي كه از گلستان لبهاي تو مي رويد، طراوت لحظه هاي ابهام و زيبا يي بخش خانه ي وجود ماست . كلام روح بخش و دلنشين تو موسيقي دلنوازي است كه بر گوش جان مي نشيند و اهنگ زندگي را به شور در مي آورد. رواني به لطافت گلبرگهاي ارغوان داري كه از احساس و شور و شعف لبريز است . دستهاي روشنت سپيدي خود را از گل بوسه هاي گچ گرفته و شمع وجودت از نيروي ايمان و انسانيت شعله ور است . سرخي شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ي بلبلان ، صفاي بستان ، آبي درياها ، همه و همه را مي توان در تو خلاصه نمود . معناي كلام اميد بخش تو همچون نسيم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزي و صبر ايمان را از پيامبران به ارث برده اي و به حقيقت وارث زيبايي ها بر گستره ي گيتي هستي . قدوم سبز تو سبزينه ي كوچه باغ هاي زندگي و صفا بخش خاطر پر دغدغه ي ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستي و جوشش نشاط در غزل شيواي زندگي است . تو روشنايي بخش تاريكي جان هستي و ظلمت انديشه را نور مي بخشي . ‹‹ و ما يستوي الاعمي والبصير . و لا الظلمات ولا النور ›› وهرگز كافر تاريك جان كور انديش با مومن انديشمند خوش بينش يكسان نيست وهيچ ظلمت با نور يكسان نخواهد بود . چگونه سپاس گويم مهرباني ولطف تو را كه سرشار از عشق ويقين است . چگونه سپاس گويم تأثير علم آموزي تو را كه چراغ روشن هدايت را بر كلبه ي محقر وجودم فروزان ساخته است . آري در مقابل اين همه عظمت و شكوه تو مرا نه توان سپاس است ونه كلام وصف . تنها پروانه ي جانم بر گرد شمع وجودت ، عاشقانه چنين مي سرايد : معلم كيمياي جسم و جان است ... مــعلم رهنماي گمرهان است.... شـده حك بر فراز قله ي عشق .... معلم وارث پيغــــمبران است

اس ام اس روز معلم sms-jok.royablog

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:22  توسط  شادابی نژاد  | 

نمونه سوال

نمونه سوال درس ادبیات فارسی (1) دوره ی  پیش دانشگاهی

رشته ی علوم انسانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 3:33  توسط  شادابی نژاد  | 

نمونه سوال

نمونه سوال درس ادبیات فارسی(2) دوره ی  پیش دانشگاهی

رشته ی علوم انسانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 3:18  توسط  شادابی نژاد  | 

نمونه سوال

نمونه سوال تاریخ ادبیات (۱)سال دوم انسانی (نوبت دوم)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 3:5  توسط  شادابی نژاد  | 

نمونه سوال

نمونه سوال تاریخ ادبیات (۲)سال سوم انسانی (نوبت دوم)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 3:1  توسط  شادابی نژاد  | 

نمونه سوال

نمونه سوال ادبیات فارسی سال دوم متوسطه (کلیه ی رشته ها)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 2:44  توسط  شادابی نژاد  | 

نمونه سوال

نمونه سوال ادبیات فارسی سال اول متوسطه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 2:33  توسط  شادابی نژاد  | 

یادم باشد

یادم باشد
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام .... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت 
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
 
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 2:18  توسط  شادابی نژاد  | 

سال نو مبارک

سال نو همتوووووون مبارک

ساعت تحویل سال: ساعت۱۵و ۱۳ دقيقه و ۳۹ثانيه روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:22  توسط  شادابی نژاد  |